حسين قرچانلو
359
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
فرستاد . « 1 » بكرى در قرن پنجم هجرى در وصف طنجه مىنويسد : به زبان بربرى ، طنجه وليلى ناميده مىشود . عقبة بن نافع آن را فتح كرد ، مردانشان را كشت و اسير كرد و در ساحل درياى معروف به زقاق قرار دارد . شهر ديوارى استوار و بلند دارد . اين بندر محل لنگرگاه كشتيهاست ، زيرا بادهاى شرقى به سوى آن ( لنگرگاه ) مىوزد ، و شهر همان طنجة البيضاء قديم است كه نام آن در كتب تاريخى آمده است و آثار باستانى بسيار دارد كه عبارتند از : كاخها و گنبدها و طاقها و گرمابهها و مجارى آبرسانى و مرمرهاى بسيار و صخرههاى تراشيده شده ، و در حفّاريهاى آثار آنجا مقادير زيادى جواهرات در قبور باستانى و ساير جاها پيدا شده است . گفته شده كه محدوده طنجه مسيرى به اندازه يك ماه راه در يك ماه راه است . شاهان مغرب پايتختشان طنجه بوده است و يكى از پادشاهان آنجا در سپاهش سى فيل داشته است و مسافت ميان طنجه و قيروان هزار ميل راه است . شهر قديمى طنجه را شن پوشانده است و شهر امروزى ( زبان بكرى ) بر بالاى ( خرابههاى ) شهر قديم قرار دارد . شهر ، جامع نيكويى دارد . بازارش آباد است . در برابر طنجه ، درياى محيط ( اقيانوس اطلس ) و برابر كوه ادلنت جزيرههايى است كه به فرطناتش يعنى جزاير سعادات ( يا خالدات ، يا خوشبختى ) موسومند ، چون شعرا اين جزاير را به اين نام ناميدهاند . در مردابهاى طنجه ، انواع درختان ميوهء شگفت و خوب بدون آنكه كسى آنها را كاشته باشد ، روييده است و در زمين آن ، انواع گلها و محصولات مىرويد و جاى خارها ، گياهان خوشبوست . اين جزاير در سمت غربى سرزمين بربر و به فاصلهء نزديك درياى محيط واقعند . « 2 » در 470 ق / 1077 - 1078 م يوسف بن تاشفين امير مرابطين به طنجه نزديك شد و آنجا را از دست فرمانروايش حاجب سكوت ( يا سواحات ) البرغواتى گرفت . يوسف بر طنجه مستولى شد . مرابطين در 484 ق / 1091 - 1092 م پس از تسلط بر بنى عباد ، المعتمد و خاندانش را به طنجه آوردند . و چند روزى در زنجير نگه داشتند ، سپس او را از طنجه به
--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 232 ؛ آيتى ، محمد ابراهيم ؛ اندلس يا تاريخ حكومت مسلمين در اروپا ؛ ص 115 - 116 . ( 2 ) . المغرب فى ذكر بلاد افريقيه و المغرب ؛ ص 108 - 109 .